الشيخ رسول جعفريان

236

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

كلام سپرده شده و به سخن ديگر در ضمن اصول عقايد درآمد . در حالى كه اگر جنبه‌هاى عملى در آن قوى بود ، به حوزهء فقه سپرده مىشد . در چنين وضعيتى مىتوان تصور كرد كه چگونه حادثه‌اى چونان كربلا كه آشكارا رنگ سياسى و نظامى داشته ، در روند حركت تصوف‌گرايانه در امامت ، حل شود . تأثير غاليان در زمينهء غير سياسى كردن مفهوم امامت و نيز حادثه خونبار كربلا ، غاليان هم بىسهم نبودند . آنها با نسبت دادن نگرشهاى لاهوتى به امامان ، بر تجرّد مفهوم امامت از سياست و واقع ، تأثير بسزايى داشتند . نگاهى به آنچه از غاليان و دربارهء آنها نقل شده ، مىتواند اصرار و سماجت آنها را در غير سياسى كردن مفهوم امامت نشان دهد . نزاع شيعيان معتدل با شيعيان غالى به طور اصولى بر محور الوهيت‌گرايى در حوزهء امامت بود . توجه به اين نمونه جالب است . آنها در شرح اين آيهء قرآنى كه مىفرمايد : « هو الذي فى السماء إله و فى الارض إله » مىگفتند كه إله در زمين همان امام است . « قالوا هو الامام » . اين سخن آنان سبب شد تا امام صادق عليه السّلام آنها را از بدتر از مجوس و يهود و نصارى و مشركين بخواند . « 1 » اكنون پرسش اينجاست كه ، آيا بحث غلو صرفا بر محور الوهيت‌گرايى در حوزهء امامت است يا در محورهاى ديگرى هم در همان حوزه مطرح بوده است ؟ اين كه برخى از بزرگان علم حديث در تضعيف برخى از راويان غالى اصرار داشته‌اند ، و يا آثارى چون بصائر را از ديدهء اعتبار ساقط دانسته‌اند ، شاهدى است بر اين كه محور بحث صرفا در محدودهء الوهيت‌گرايى نبوده است . در نگرش غالى ، امام چيزى كمتر از رسول الله نيست . به ياد داشته باشيم كه در ميان غاليان بودند كسانى كه مدعى بودند جبرئيل دربارهء انتخاب رسول ( نعوذ بالله ) به خطا رفته و مىبايست امام على بن ابى طالب عليه السّلام را بر مىگزيد . اعطاى ويژگيهاى نبوتى و حتى بالاتر از آنها ، به اين معنا بود تا اگر امام در حوزهء سياست اجرايى امامتش مشهود نيست در عالم بالا اين امامت

--> ( 1 ) . اختيار معرفة الرجال ، ابو جعفر طوسى ، تحقيق : مصطفوى ، مشهد ، ص 300